عشق معنوی3

Hostality is our tradition

به نام خدا سلام آیا خداوند خود را به وجود آورده؟ و توانایی به وجود آوردن خود
نویسنده : محمد هادی - ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٩

بسم الله الرحمن الرحیم سلام خسته مباشید بنده خود به وجود خدا فداش بشم اقرار دارم در واقع هیچ مخلوقی ذاتا توانایی انکار خالق خود را مدارد اگر تمام آدمیان وجود خداوند را منکر بشوند بنده دست از خداپرستی و وسعت آن بر نخواهم داشت بنده گیاهخوار وگان هستم توجه داشته باشید چون با برخی از مکرفین یعنی کافرین و منکرین وجود خدا و مکمنیسم یعنی همان انواع عارفان پوچ منکر وجود خدا بر خورد و جدل داشتم این سوالات را می پرسم برای تجهیز خویش بنده سوالی گفتم و شما متقابلا پاسخ فرمودید حال که در ذیل لینک آن را می گذارم : http://www.pasokhgoo.ir/node/27401 حال سوال جدید بنده اینجا است که در عنوان پرسش ذکر کردم همچنان در جهاد واقعی شما در جنگ نرم در محیط مجازی متشکرم به راستی دیر آمدید به اینترنت اما امیدوارم هرگز نروید از اینترنت انشاالله سایت به زبانهای فوق العاده ای ترجمه شود همانند چینی و..و...و... متشکرم.

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز خیر، در نامه قبل به براهینی در مورد اثبات خداوند اشاره کردیم و بر آن اساس و با تأمل در آن ها، روشن می شود که اصولا در مورد خداوند نبودن و به وجود آمدن، بی معنا است. در نتیجه، خداوند سابقه نبودن و عدم ندارد تا بخواهیم بپرسیم چه کسی او را به وجود آورده است. به علاوه، وقتی خداوند نباشد، خودش هم معدوم است و نمی تواند خالق خود باشد. بر این اساس، چون خداوند هیچ گاه به وجود نیامده و در زمره پدیده ها محسوب نمی شود، ایجاد نمودن خدا هم بی معنا است.

منبع


comment نظرات ()
ادله اثبات وجود خداوندی چیست؟
نویسنده : محمد هادی - ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸٩

 سلام ادله اثبات وجود خداوندی چیست؟
      بسم الله الرحمن الرحیم سلام خسته مباشید لطفا چند دلیل برای اثبات وجود خداوند به مکرفین و مکمنیسم بفرمایید متشکرم.
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز منظور از "مکرفین و مکمنیسم" روشن نیست ، اما برخی از براهین اثبات خداوند ارائه می شود ؛ البته برای اثبات خداوند متعال براهین متعددی مطرح است مانند : 1- برهان نظم 2- برهان حرکت 3- برهان حدوث 4- برهان امکان و وجوب 5- برهان صدیقین 6- برهان هدایت 7- برهان فطرت و برهان های متعدد دیگر. برای مطالعه بیشتر در باره این ادله به کتاب هائی که ذیلاً معرفی می شود ارجاع می دهیم و تنها به ذکر دو برهان ساده اکتفا می کنیم ؛ در صورت تمایل به ارائه براهین دیگر ما را در جریان بگذارید . برهان نظم : براى برهان نظم تقریرهایى گوناگون ارائه شده است: 1. جهان طبیعت داراى نظم معینى است و هر نظمى به حکم عقل نیازمند ناظمى آگاه و تواناست که آن را پدید آورده است، پس جهان طبیعت ناظمى آگاه و توانا دارد، و آن خداوند متعالى است. (1) در این تقریر از شکل اول بهره گرفته شده‌ است. 2. بین اندازه‌ها و مقدارهاى موجودات مختلف طبیعت توازن و نظم وجود دارد. اختلالى اندک در این توازن باعث اختلال در اندازه‌هاى دیگر در بخش هاى گسترده‌اى از جهان، بلکه در تمام جهان مى‌شود؛ مانند توازنى که بین مقدار اکسیژن و دى ‌اکسید کربن در طبیعت وجود دارد که اگر مقدار هر یک کاسته شود، باعث به خطر افتادن زندگى گیاهان (که دى اکسید کربن را جذب و اکسیژن را دفع مى‌کنند) و حیوانات (که عکس عمل گیاهان را انجام مى‌دهند) مى‌شود و به حکم عقل، این توازن و نظم بدون خالق حکیم و دانا نمى‌تواند پدید آید . در هر صورت برهان نظم داراى دو مقدمه است که مقدمه نخست آن (صغرا) وجود افعال هماهنگ در عالم طبیعت است، اعم از اینکه نظم در بخشى از طبیعت یا در تمام آن باشد. این مقدمه، حسّى و تجربى است. مقدمه دوم برهان (کبرا) نیز عبارت است از این که هر نظمى نیازمند به ناظمى (2) حکیم و داناست. برهان علیت : برهان علیت برهانی کاملا معقول و عام است که با اندکی تامل در اجزای آن می توان دریافت که امکان انکار و تردید در آن وجود ندارد ؛ این برهان از یک اصل کاملا بدیهی و ضروری تشکیل شده است که می گوید : « هر پدیده ای نیاز به پدید آورنده دارد » . این اصل می گوید هر چیز که پدیده است، یعنی هر چیزی که نبود و بود شد یا هر چیز که ایجاد شده است و سابقه نبودن دارد و به عبارت فلسفی هر چیز که « ممکن الوجود» است - یعنی الان هست، اما بودنش ضرورتی ندارد و می توانست نباشد - نیاز به علت دارد . دلیل آن هم کاملا واضح است، زیرا هر یک از ما به راحتی با مراجعه به عقل مان در می یابیم که هر پدیده ای پدید آورنده ای می خواهد ، زیرا نمی تواند خودش ، خودش را به وجود آورد ،چون قبل از به وجود آمدنش نبوده تا این کار را بکند . بدون هیچ علتی هم معقول نیست که از نیستی به هستی تبدیل شود. پس حتما علتی غیر از خودش برای به وجود آمدن داشته است . بر این اساس هر چه در جهان هستی یافت می شود که دارای عمر معینی بوده ، در زمان خاصی پدید آمده ، یقینا پدید آورنده ای داشته است. پدید آورنده در نهایت باید به موجودی ختم شود که خود پدیده نباشد . اگر همه موجودات عالم از قسم پدیده باشند و هر یک دیگری را به وجود آورده باشد ، اولین پدیده بی علت خواهد ماند ، زیرا همه پدیده های دیگر معلول او محسوب می شوند . بعد از او به وجود آمده اند، ولی خود او دارای علتی نیست که این امر محال و خلاف فرض است . همه جهان هستی که ما می شناسیم و مرزهای بی کران کائنات دارای عمر معینی بوده و در زمان خاصی و بر اساس داستان معینی (بیگ بنگ یا نظریه رسیمان یا هر فرضیه دیگری) به وجود آمده است ؛ در واقع اختلافی که در نظر دانشمندان در خصوص عمر کائنات وجود دارد ،به مقدار این امر بر می گردد، نه به اصل ایجاد آن، در نتیجه آنچه به عنوان موجودات عالم می شناسیم ، همه در زمره پدیده ها هستند و نیازمند به علت . علت ها هم در نهایت باید به علتی بر گردند که خود معلول علت دیگری نیست ؛ این موجود همان چیزی است که نام او را « خدا » می گذاریم . البته بحث دقیق تر در این زمینه که چرا موجودات نمی توانند علت یک دیگر باشند به بحث دقیق استحاله دور و تسلسل مربوط می شود که دلایل گوناگونی بر آن اقامه شده است ، اما به طور مختصر باید گفت که: اگر بنا باشد موجودات (پدیدها) علت ایجاد هم باشند در نهایت لازم می آید یک موجود هم علت باشد و هم معلول که این امر دور محال نامیده می شود ، یعنی لازم است الف علت ب و ب علت ج و ج علت دال باشد؛ اما در نهایت دال علت الف باشد که این ضرورتا محال است چرا که لازمه آن این است که دال هم علت الف باشد هم معلول آن . یا این که علت موجود 1 موجود 2 و علت موجود 2 موجود 3 و ... باشد که همه به عنوان یک سلسله و زنجیر تا بی نهایت به علت قبلی منتهی شوند ؛ بطلان این ادعا نیز روشن است. زیرا اگر همه این سلسله بی نهایت علت و معلول ها را در ذهن خود در یک مجموعه در نظر بگیریم و بپرسیم آیا همه این مجموعه پدیده است یا خیر؟ ناچاریم بگوییم : بله ؛ در نتیجه وقتی همه این ها پدیده شدند ، نیازمند علتی بیرون از خود هستند که پدیده نباشد و در این مجموعه قرار نگیرد . (3) با توجه به نکات ذکر شده، اشکالی که برخی به اصل برهان علیت مطرح می کنند و می گویند اگر هر چیزی علتی می خواهد ، پس علت خدا چیست ، هم از اساس بی معنا است، زیرا موضوع قانون علیت هر پدیده است، نه هر چیز یا هر موجود تا شامل خداوند هم بشود ؛ ذات خدا چیزی نیست که قبلاً نبود و بعد به وجود آمد تا به دنبال علت او باشیم . او ازلی است. بله اگر در زمانی نبود و بعد به وجود آمد، باید سراغ علتش برویم ، و این فرض با خدا بودن ، واجب الوجود بودن و ازلی بودن سازگار نیست. البته ممکن است گفته شود چطور ممکن است یک موجود وجودش ذاتی باشد و این وجود را از چیز دیگر نگرفته باشد ، یعنی علت نداشته باشد ؟ در پاسخ می توان گفت: این امر هر چند برای ما که همواره با موجودات ممکن و پدیده سروکار داریم ، نامانوس است؛ اما از نظر عقل وجود چنین موجودی محال نیست ، بلکه با دقت و تامل می توان دریافت که لازم و ضروری است . این امر در امور متداول و عادی زندگی ما هم نمونه هایی دارد ، مثلا می توان گفت : روشنایی هر چیزی که روشن شده ، به وسیله نور است ، ولی نمی توان گفت : پس روشنی خود نور از چیست ؟ چون نور خودش ذاتاً روشن و نور است ، معنی ندارد دنبال علت دیگر برای آن بر آییم. چیزی که نور نبود و نور شد ، باید دنبال علت نورش بود ، نه چیزی که ذاتش فقط همان نور است . (4) کتاب های ارجاعی برای مطالعه : 1. کتاب «توحید» از شهید مطهری (مجموعه آثار، ج4، ص 41 - 221) اصول فلسفه و روش رئالیسم (مجموعه آثار، ج6). 2. آموزش کلام اسلامی، جلد اول؛ خداشناسی، محمد سعیدی مهر، انتشارات طه، نوبت سوم، 1383. 3. منشور جاوید، جعفر سبحانی، ج دوم، ص 111- 178. 4. سیری در ادله اثبات وجود خدا ،‌محسن غرویان. 5. تبیین براهین اثبات وجود خدا ،‌ آیت الله عبدالله جوادی آملی. نشر اسراء . 6. خدا و علم نوشته ژان گیتون ؛ دفتر نشر تبلیغات اسلامی . پی نوشت ها : 1. جعفر سبحانی ، الالهیات، قم ، نشر موسسه امام صادق علیه السلام ، سال نشر 1423هـ.ق ج1‌، ص‌33-39. 2. عبدالله جوادی آملی ،‌تبیین براهین اثبات خدا، قم ،‌نشر مرکز نشر اسراء ،‌ چاپ اول ، ص‌231. 3. جوادی محسن ، درآمدی بر خداشناسی فلسفی ، معاونت امور اساتید و دروس معارف اسلامی ، قم 1375 ش . 4. ر. ک آموزش کلام اسلامی ، محمد سعیدی مهر ، ج 1 ، ص 57 ، نشر طه، تهران 1383 ش .


comment نظرات ()