عشق معنوی3

Hostality is our tradition

نون بریدن یابریدن نون!
نویسنده : محمد هادی - ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۸ آبان ۱۳۸٦

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام عزیزه دلم

من هیچ دوست ندارم نان راباچاقوببرم واین کاررانمی کنم،من هیچ دوست ندارم نونه کسی روببرم واین کاررانمی کنم شماچطور؟حال می ده نون بریدن؟

کاظم جان چشم،ممنون هلن جان به امیده دیدار،میثم جان بررسی می کنم،آقامحمدمن بنده بده خدام،آرش جان چشم.

تاحالا شده نونه شماروببرن؟شایدهم یکی ازطرف خدامامورمیشه تانونه ماروببره!نظرتون چیه؟اگه کاظم باشه میگه بایدزندگی روساخت!کاظم جان من درسددهمین کارهستم،خب من می خوام باشماهاعشق بازیه معنوی کنم ازهمینجا،می خوام به شماامیدزندگی بدم وبگیرم،اگه شمانبودیدمن بایدمی رفتم پای تلویزیون تادیوونه شم،اگه من نبودم شماباکی می خواستیدصحبت کنید؟باپدرمادر؟دلتون خوشه؟۲روزازترک ۳۰گارمن گذشت،هیچ کی جزشمانمی دونه،امیده زندگیه من تویی خوده تووالسلام نه کسه دیگه،البته خداکه جای خودداره،بیاییدهمدیگررادوست بداریم وبه یکدیگرعشق ورزیم ویکدیگررابرادروخواهرکوچک وبزرگ خودبداریم،بیاییدواسه هم بمیریم تامرگ مامعنی پیداکنه،بیاییدهرکاری ازدستمون برمیادتواینترنت برای همدیگه انجام بدیم،بیاییدواسه همدیگه نمازحاجت بخونیم،چرااینقدرترک ۳۰گاره من بعد۱۰سال انقدرخوب می گذره که نیازبه کمک پدرومادرهم ندارم که بفهمندبال درمیارن چون شماهاتودلتون دعاکردیدازجانب خدابه من کمک رسیده،بابااحساس می کنم بال درآوردم درکماله بی امیدی،خیلی دوستون دارم،خودتون روبه من نزدیکتر کنید باهم پایه ویس بحث کنیم،باهم حال کنیم،کجابودید ۱۲ سال پیش من تواینترنت باپیرمردامریکایی بگی تانویسنده های ایرانی بحث وگفتگومی کردم،به داده منه غیره حرفه ای،پیره شب تاصبح برسید!

خواهش می کنم،من ازشمامی خوام فکری باندیشید،کاری کنیدتانوجوونهابه جای موادمخدروقاچاقچی هاروی به اینترنت سالم بیارند،نزاریدمنه جوون سکته مغزی کنم،آهای پدرومادراهوای بچه هاتون روبیشترازحدحرفه ای داشته باشیدتاهمون بچه فردااومدسره قبره شما(  ۳۰۰سال دیگه)سوره مبارکه آیه الکرسی والقدربخونه،بیش ازاین موصده اوقات گران سنگه شریفه شمانمی شم،هی امیده زندگیه من دوست دارم باخوده خودت هستم دوست دارم خدانگهدار،تافردا،اگه زنده بودم،اگه هم زنده نبودم می دونیدمی بینمتون.

وبلاگ دیگرهادی دربلوگ اسکای

 

وبلاگ دیگرهادی درپرشین بلاگ


comment نظرات ()