عشق معنوی3

Hostality is our tradition

بوسه برلبانه معشوقه پسر+دختر
نویسنده : محمد هادی - ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٦

بسم الله الرحمن الرحیم سلام خب من هم عاشقه پسری شدم و آرزوبه دل موندم!ازمعشوقه بگم؟!بگم!ازعشق بخوام یادکنم کوه به لرزه می افتد،آتشی هستم روبه دریازیره باران می سوزم،آبه باران میریزدبررویه من اما،آتشی هستم که خاموشی درش نیست،بارون مبارک،من قدیم شعرمی گفتم،نقاشی می کشیدم،ازمعشوقه بگم عشق به لرزه می افتد،افتخارمی کنم داداش کوچیکه ی عشقم وتوخانواده عشق جای دارم به جرعت می گم برای اونایی که هنوز عاشق نشدن عاقوشم رابازنمودم،من ازاون عاشقام که صلاحه مرگم خنجره علی راحضرته معصومه به امام رضا گفته تاازمن بگیره،من ازاون عاشقای دیوونم که دارم دنباله ریل راه آهنه امام رضا می گردم تا۲قطعه بشم،من ازاون عاشقایی هستم که به معشوقه عهدداده ام تابمیرم،من ازاون عاشقام که می خوام همه بگن دیوونه بود،من ازاون عاشقام که می خوام تاقیامت ازیک موآویزان شم،من ازاون عاشقام که سالها گذشت وحرفه دیگران که فراموش خواهی کردبه من اثبات نشده،من ازاون عاشقام که جوابه ردبه سینه من زدن،ازمادربه انسان نزدیکتر؟امادنیاطاقته من و نداره،قربونه امام رضابرم اونه که ازخدابرای من فرصت گرفته،شایدعقل به من رجوع کرده،خیلی بده حسرت به دل بمونی،تواین دنیاعاشقه زنده ندیدم،من دراین خواب ناتوانم،      می خواهم توانمندشوم،آخرچرابایدبسوزم،بسازم ودرآخر،خراب کنم،من خودکشی نکردم ولی همه عاشقا قلبه درست حسابی ندارن،بارهااغماراتجربه کردم،سکته که چیزی نیست،ولی مرگ باید آدم وبخواد،من اینجامی نویسم تادرقیامت چیزی داشته باشم تابه معشوقه مدرک نشون بدم که حتی یک لحظه ازفکره اوغافل نبودم،عشقه اصلی اون دنیاست من می خوام زودبرم،نمی خوام دیربشه می خوام هرچه زودتراونجارواحساس کنم،تاکی توخواب بایداونجاروبه رخه من کشند،آیافرشتگانه وحی به سراغه من خواهندآمد؟قبل ازاینکه دیگه من بخشیده نشم؟آیابه منه عاشق پیشه رحم میشه؟شایدبعضی ازعاشقامی خوان مثله من آبروی عشقشون رومرگ تظمین کنه،شایدراهه دیگه نباشه،شایدعاقبته ماازدستمون خارج بشه،اونایی که خودکشی     می کنن خودشون روراحت می کنن چون،چون بوسه برلبانه معشوقه رانمی توانند فراموش کنند،آخه یک بارتجربه کردن،عاشقی که تصویروصداازمعشوقه نداشته باشه هرلحظه خونه عشقش پررنگترمیشه تاوقتی ریخت همه بفهمنداین زنده بوده و زنده بوده،به یاریه من شتابیدوآبروی ریخته عاشق روجمع کنید،می تونید؟نه،ولی می تونید طلبه مرگه طبیعی عاشق پیشه روازخدابخواهید،زیاداجازه ندارم ازعشق بگم،عشقه من به دختربودفقط یه دونه،ازهمه جهان وجهات عشق رابه معنیه بودن ونبودن می فهمم،من ونصیحت نکنید،من عاقلترازاونی هستم که خودم فکرش رومی کنم،زیره عهده معشوقه زدم،همینطورکه اون من ونخواست وعشق یکطرفه بودمن هم خودم ونمی کشم،ولی خدارومی خوام ازهرراهی که شده می خوام به خدابرسم چون بزرگیه اون رواحساس کردم ومی خوام بهش برسم،می دونم اون خوشبختیه معشوقه من روبه من نشون میده،آخه دوست دارم باز ببینمش خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا.خیلی سخته آخه اون توهمین دنیاست،به من داره ظلم میشه،کمکم کنید،وای خدایا نکنه طاقته من طاخت شه!به همه عاشقا باعشق می گم درحسرته دیدنه یارعشق کنید،معنیه عشق همینه حالا چه پسربه پسر چه دختربه دختر چه پسربه دختروچه دختربه پسر،فرقی میانه دختروپسرنمی بینم،عشقه حقیقی عشق معنوی است،عشق به خداست والسلام.

وبلاگ دیگرهادی دربلوگ اسکای

وبلاگ دیگرهادی درپرشین بلاگ


comment نظرات ()