عشق معنوی3

Hostality is our tradition

مصاحبه با گیاهخواران
نویسنده : محمد هادی - ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ شهریور ۱۳۸٧

بسم الله الرحمن الرحیم  

نماز و روزه مفتخرشب قدر به مسجد بروید تا سعادتمند شوید اگر رفتید از دعای خیر ما را بی نصیب نگذارید التماس دعا

یامولاعلی مددی مولا۱۲۱۳۰

عدم خشونت به والاترین اخلاق می انجامد که هدف کل تکامل است. مادام که از آزار رساندن به تمام موجودات دیگر دست برنداشته ایم، وحشی هستیم.

توماس ادیسون  

 

وقتی وارد فضـای انجمـن گـیاهخواران ایـران می شوید ممکن است در لابلای رفت آمد آدمها، فردی آرام و خوش برخورد به سمت شما بیاید و به شما خوش آمد بگوید و از شما سوال کند که چه خبر؟ و شاید هم سر صحبت باز شود و با هم درباره مسائل مختلفی گفتگو کنید.

این دفعه ما به سراغ این شخص دوست داشتنی رفتیم تا با سوالات مان سر از کار او در بیاوریم و ببینیم چه چیزی پشت این صورت همیشه بشاش و پذیرنده وجود دارد.

 

  لطفاً خودتان را معرفی کنید و بفرمایید چند سال است که گیاهخوار هستید؟

به نام خدا، من فرخ شریف پور هستم، حدوداً فکر می کنم نزدیک 26 سال هست که گیاهخوار هستم.

 

  شما چند سال دارید؟

من متولد دی ماه 1338 هستم.

 

 از چـه طریـقی با گیاهخـواری آشـنا شدید؟

من از طریق برادرم که کلاسهای یوگا می رفت با گیاهخواری آشنا شدم. در آن زمان برای اولین بار به یک رستوران گیاهی رفتیم. رستورانی که فضایی کاملاً عرفانی داشت و من در آنجا بود که دیدم گیاهخواران چه غذاهایی مصرف می کنند.

من در عرض یک هفته ـ ده روز همه چیز را تغییر دادم. علت اصلیش هم این بود که از طریق یک استاد با موضوع عرفانی یوگا آشنا شدم. در واقع برادرم عاملی بود که باعث شد من این شخص را بشناسم.

 

  یعنی اول با عرفان آشنا شدید و در راه آن به گیاهخواری رسیدید؟

بله

 

  با خانواده مشکلی پیدا نکردید؟

نه، مشکل خاصی نبود. فقط گاهی می گفتند که گوشت نمی خوری ضعیف می شوی. اینها به نظر من عکس العمل طبیعی آدمهاست. ولی به مرور موضوع جا افتاد. در واقع من در راهم، از یک استاد پیروی می کردم و در کارم کاملا مطمئن بودم.

از نظر من مهم این هست که خود آدم جواب مناسب برای اطرافیان داشته باشد. جواب منطقی باعث می شود آنها هم به مرور بپذیرند.

 

  شمـا از کـدام دسـته از گیاهخـواران هستید؟

من از دسته گیاهخوارانی هستم که لبنیات مصرف می کنند.

... 

 


چرا لبنیات را کنار نگذاشتید؟

به خاطر اینکه شیر را لازمه زندگی می دانستم. ماست هم به نظر برای سلامتی لازم هست و می گویند باکتری های مفیدی برای معده دارد. البته دلیل اصلی تری هم داشتم و آن این که استادم مصرف شیر را به من توصیه کرد چرا که می گفت در شیر گاو موادی وجود دارد که باعث رشد سلولهای مغزی می شود که در نتیجه به رشد خودشناسی و روحانی فرد کمک می کند.

از لحاظ علمی خیلی پیگیر نبودم. فقط می توانم بگویم شیر و ماست به بدنم می ساخت و مشکلی با آن نداشتم.

من در گیـاهخواری به دنبـال عدم خشـونت هسـتم، چیـزی که در یـوگـا آهیمسا گفـته می شود و احساس می کنم با نخوردن گوشت می شود به این هدف رسید.

 

 فکر می کنید خوردن شیر باعث اشاعه خشونت نمی شود؟

البتـه بایـد بگـم مـن اخـیراً خیـلی کـم شــیـر مـی خورم. خیلی به ندرت. مخصوصاً به این خاطر که شیرها هورمونی شده اند و شیر سالم وجود ندارد. من سالاد خیلی مصرف می کنم.

 

 تخم مرغ را چرا کنار گذاشتید؟

به خاطر اینکه تخم مرغ هم از نطفه حیوان است و استفاده از آن دخالت  در زندگی حیوانات. اگر این نطفه به حالت طبیعی باقی بماند به جوجه تبدیل می شود.

 

 می دانید که خیلی از افرادی که به خاطر مسئله حمایت از حیوانات گیاهخوار شده اند اعتقاد دارند که کشتن حیوان یک دقیقه است ولی استفاده از محصولات حیوانی در واقع سوءاستفاده ای است که باعث می شود رنج و عذاب در تمام طول زندگی حیوان ادامه پیدا کند. نظر شما در این باره چیست؟

ایـن چـیـزی کـه شـمـا در مـوردش صحـبت می کنید یک چیز شخصی است. من چون از طریق سیستم وداییی عمل می کنم و چون وداها منبع الهی دارند، پس حتماً برای چنین چیزی دلایل خاصی دارند. وداها از شیری که به حالت طبیعی بوجود آمده استفاده می کنند و حیوان «گاو» بر اساس قوانین خاص ودایی در شرایط کاملاً مناسب، تربیت و نگهداری می شود. این به معنای  گاو پرست بودن آنها نیست، بلکه به خاطر اینکه اعتقاد دارند گاوها مادر دوم زمین اند. مادر اول در دوران کودکی به بچه ی خود شیر می دهد، اگر به هر دلیل مادر نتواند شیر بدهد مادر دوم این کار را می کند. براین اساس است که بدون اینکه بخواهیم آزاری به حیوان برسانیم از شیر طبیعی استفاده می کنیم.

 

 می توانید به صورت خلاصه در مورد وداها صحبت کنید و بگویید داستان آن از چه قرار است؟

ودا از لحاظ لغوی یعنی دانش. دانشی که از بالا به پایین آمده باشد. مثل قرآن که به حضرت محمد الهام شد و بعدها به صورت نوشتار در آمد. از آنجا که نوع بشر تنوع زیادی دارند و آگاهی های مختلف میان اقوام مختلف متفاوت است، پیامبران گوناگونی پیام الهی را برای مردم آورده اند. وداها یکی از منابع اطلاعاتی خودشناسی هستند که در 5000 سال پیش به صورت گفتگو میان خداوند و شخص ثالث و با زبان سانسکریت بوجود آمد.

وداها در طول تاریخ توسط عابدین و دانشمندان این علم گسترش پیدا کردند به صورتی که امروز می بینیم بسیار وسیع و عظیم شده اند. که از جمله آنها می توان به طب آیورودا اشاره کرد یا نجوم، فلسفه، دین و یوگا. به مجموعه اینها علم ودا گفته می شود.

من همیشه به یوگا و گیاهخواری و عدم خشونت گرایش داشتم، به همین خاطر هم به این سمت آمدم. من فکر می کنم گیاهخواری باید همراه با بینش و آگاهی باشد. گیاهخواری مرحله ای است که باعث می شود شخص رشد کند. گیاهخواری به خودی خود چیز مهمی نیست،  مهم این است که آدم با گیاهخواری به جایی برسد. برای همین است که می گویند شاهنامه آخرش خوش است.

 

 شما برای گیاهخواری با دکتر تغذیه هم مشورت کردید؟

نه

 

 و هیچ مشکلی پیدا نکردید؟

نه، هیچ مشکلی که بشود آن را به گیاهخواری ربط داد نبوده. مثلا من هم مثل خیلی های دیگه کمر درد دارم که هیچ ربطی به گیاهخواری ندارد.

 

 فکر می کنیـد به لحاظ روحـی فرقی با دیگران دارید؟

نه، من در هر جمعی که باشم با آن جمع انطباق پیدا می کنم. گرچه کمی مشکل است ولی در نهایت می شود.

 

 آیـا از بـرنامه غـذایـی خـاصـی برای گیاهخواری پیروی می کنید؟

نه، مثل همه همان برنامه های معمولی و روزمره خودم را دارم. فقط می توانم بگویم که عاشق سالاد هستم. شب ها هم اغلب غذای سبک مثل نون و پنیر و گردو مصرف می کنم. ولی به طور کلی برنامه ی دقیق و خاصی ندارم و در این چند ساله هیچ مشکلی هم پیدا نکردم.

 

 نظـر شـما دربـاره خـام گیاهخـواری چیست؟

با خـام گیـاهخـواری مـوافـقـم ولـی چـون تجـربه اش کردم می دانم خیلی سخت و مشکل است. یک مقدار نتوانستم باهاش جور بشوم. ولی تجربه ای که داشتم این است که برای درمان خیلی از بیماری های حاد عالیه.

 

 کدام غذا رو بیشتر از بقیه دوست دارید؟

سالاد! (خنده...) نه، غذاهای ایرانی را خیلی دوست دارم، مثل قرمه سبزی یا فسنجان و ... همشون عالی اند. غذاهای ادویه دار هندی را هم دوست دارم.

 

 خاطـره خاصـی دربـاره گیـاهخـواری دارید؟

بهش زیاد فکر نکردم ولی...

تنها خاطره ای که الان یادم می آید این است که با یکی از دوستانم که او هم گیاهخوار بود تصمیم گرفتیم به سربازی برویم و در هر شرایطی با هم باشیم. در آسایشگاه هر وقت که فرصت بود بساط گیاهخواری را برپا می کردیم. چون می دانید در پادگان غذاها کاملاً گوشتی هستند و ما از طرق مختلف سعی می کردیم به رژیم گیاهی خود وفادار بمانیم. یکی از بچه های پادگان که می دید ما غذاهای گیاهی مصرف می کنیم خیلی به این سمت گرایش پیدا کرد و این برایمان جالب بود که در پادگان هم تاثیر خودمان را داشتیم.

در آن زمان جنگ بود و مسئله مهم این بود که یک گیاهخوار طرفدار صلح چطور می توانست در پادگان آموزش تیراندازی و کشتار ببیند. من که حتی نمی توانستم شاهد خشونت نسب به حیوانات باشم چطور می توانستم آدم بکشم. با خودم گفتم خدایا خودت نجاتم بده و همین هم شد و من بعد از دو ماه آموزشی به خاطر مسئله چشمم معاف شدم و به جبهه نرفتم. فردای آن روزی که معاف شدم در آسایشگاه هیچ کس نبود و همه ی بچه ها به جبهه رفته بودند. حتی آن دوست صمیمی ام که با هم قرار گذاشته بودیم در هر شرایط باهم باشیم.

 

 تا بحال گوشت قربانی برایتان آورده اند که شما قبول نکرده باشید؟

آورده اند، ولی من تعصب ندارم، آن را به مادرم می دهم که با او زندگی می کنم. من نمی توانم او را مجبور به اعتقادات خودم کنم.

 

 آیا احساس نمی کنید کشتن یک حیوان کار وحشتناکی است و شما باید با کسی که این کار را می کند جدی تر و قاطع تر برخورد کنید؟

من فکر می کنم و تجربه نشان داده است که برخورد تند با افراد گوشتخوار جواب نمی دهد. ما باید رفتاری آرام داشته باشیم. در این چند ساله به تجربه دیده ام که هرچقدر تندتر برخورد کنیم با مقاومت بیشتری مواجه می شویم.

من اعتقاد دارم کسی که گوشت قربانی دم در خانه آورده، نیامده تا مطلبی در مورد گیاهخواری بشنود و به همین خاطر هم آنجا را جایگاه مناسبی برای صحبت نمی دانم. آدم باید شرایط را بسنجد.

 

 کشتن حیوان از نظر من به اندازه کشتن انسان فجیع و وحشتناک است. اگر انسانی را قربانی کنند و گوشت آن را برای شما بیاورند چه احساسی خواهید داشت؟ باز هم با آرامش برخورد می کنید؟

خوب خیلی ناراحت می شوم ولی اعتقاد دارم جایی که حرف من بتواند اثر گذار باشد صحبت می کنم. در غیر این صورت هیچ چیز نمی گویم. من فکر می کنم هر چیز را باید از پایه و ریشه درست کرد. اگر چنین نباشد گیاهخواری خیلی سطحی و بی دوام خواهد بود.

 

 فکر می کنید با چنین رفتاری چقدر موفق بوده اید؟

چـقـدرش را نـمـی دانـم ولـی مـی دانـم کـه گیاهخواری برای اطرافیان من به صورت یک چیز مثبت در آمده است. همه می گویند گیاهخواران چقدر آرام و صبور و چقدر خوش برخورداند. این برای من خیلی مهم است.

عکس العمل سریع معمولاً آخرش به قطع رابطه منجر می شود. بحث ها همیشه جنبه ی تدافعی پیدا می کنند و من ترجیح می دهم جواب سوال بدهم تا اینکه با دیگران مدام بحث کنم.

 

 چرا گیاهخواری در ایران کمتر مورد توجه هست؟

بخاطر اینکه روی این مسئله زیاد کار نمی شود.

 

 چند نفر را گیاهخوار کرده اید؟

تا بحال نشماردم. ولی می توانم بگویم ده نفر را به طور صد درصد گیاهخوار کردم.  به طور کلی هم با خیلی ها در این باره صحبت کردم، حالا این صحبتها نتیجه ای داشته یا نه من خبر ندارم.

 

 خیلی از افراد می گویند گیاهخواری خیلی خوب است ولی من شرایطش را ندارم؟ آیا برای گیاهخواری شرایطی خاصی لازم است؟

بله خیلی ها این را می گویند. در حقیقت شرایط را باید ایجاد کرد. شرایط از بیرون بوجود نمی آید.

اما از یک نظر می شود گفت که آنها راست می گویند. از نظر من شرایط یعنی آمادگی شخص برای پذیرش، در این صورت شخص باید آمادگی فکری و ذهنی پیدا کند، بعد می شود گفت شرایطش مهیا است. نقش ما در اینجا این است که با قدرت نفوذ مان، علم مان و ادب مان بتوانیم روی آگاهی افراد تاثیر بگذاریم. پس ما می توانیم شرایط فکری دیگران را تا حدودی تغییر دهیم.

 

 چطور باید به دیگران گیاهخواری را آموخت؟

در ایران باید خیلی آرام جلو رفت. باید اول با دیگران رابطه عاطفی و دوستی بر قرار کنیم. بعد آن را به صورت پیشنهاد مطرح کنیم. چون چیزی که در این سالها تجربه کرده ام این است که آدمها یا شدیداً مقاومت می کنند یا دقیقاً برعکس خودشان را یکهو ول می کنند و همه چیز را قبول می کنند. باید آرام و منطقی جلو رفت وقتی سوال می کنند معلوم است که زمینه های لازم را دارند. آن وقت است که باید جواب داد. به نظر من نباید در این زمینه تبلیغ کرد.

 

 اگر کسی بپرسد چرا گیاهخوار شوم چه می گویید؟

من تجربه ی شخصی خودم را می توانم بگویم. «بخاطر یوگا» ولی اگر رابطه ام با طرف کم باشد می گویم بخاطر آرامش و سلامتی.

 

  چرا فکر می کنید دیگران باید از گیاهخواری مطلع بشوند؟

به این خاطر که فکر می کنم از این طریق است که صلح و آرامش گسترش پیدا می کند. 

یامولاعلی مددی مولا12130

خداحافظ


comment نظرات ()